صفحات

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

به نام بی نام او
صحبت عشق است و عشق،
جوشش شوق است و شور،
گفتن از ناگفته هاست،
صحبت از رمز است و راز
دیدن نادیده هاست.

درس ما درس دل است
گفتنش سخت است اما؛
صحبت از یک عاشق است.

کلام وا می ماند و قلم می شکند سخن می ایستد، و این زمانی است که ادراک می تازد و شهود می یابد و دل دریافت می کند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر        یادگاری که در این گنبد دوار بماند
صدای عشق است که می تراود، عطر نور است که می بارد
عالمی حیران ! و دنیایی مدهوش از حضورش !

"بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
مهم نیست چگونه و چطور و چند
به یک تلنگر ساده
بیا تا رجوع کنیم
ببین که خاک چگونه به سجده افتاده است
چرا غرور و تفاخر!
بیا تا رکوع کنیم
"


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر